العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

85

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

و از حسين عليه السلام نيكوتر و از نظر صورت نورانىتر باشد . نور صورت مبارك و زيبائى هيئت آن بزرگوار مرا از فكر شهيدشدنش منصرف كرده بود و در آن حال طلب آب ميكرد . شنيدم مردى به حسين ميگفت : تو آب نخواهى آشاميد تا اينكه وارد جهنم شوى و از آب جوش آن بياشامى ! امام حسين عليه السلام در جوابش فرمود : آيا من داخل جهنم ميشوم و از آب جوش آن مىآشامم ؟ ( نه اين طور نيست كه تو ميگوئى ) بلكه من بر جدم پيامبر خدا وارد ميشوم و با آن حضرت در خانه‌اش كه جايگاه صدق و نزد خداى مقتدر است ساكن ميشوم و از آبى مىآشامم كه هيچ گونه تغييرى ننموده است . بعدا از اين عملى كه شما نسبت به من مرتكب شديد و اين كارى كه با من انجام داديد به آن حضرت شكايت مينمايم . راوى ميگويد : كليهء آن گروه از اين سخن خشمناك شدند و گويا : خدا در قلب احدى از آنان رحمى قرار نداده باشد و در حالى سر مبارك امام حسين را جدا كردند كه با آنان تكلم ميكرد و من از قلت رحم آنان تعجب كردم ! ! به ايشان گفتم : به خدا قسم كه من هرگز بر هيچ امرى با شما اجتماع نخواهم كرد . سپس آن گروه سفاك آمدند و لباسهاى حسين را به يغما بردند . پيراهن آن حضرت را اسحاق بن حويهء حضرمى برد . هنگامى كه آن را پوشيد بدنش لك و پيس شد و موى بدنش ريخت . روايت شده : تعداد يك صد و ده و اندى سوراخ تير و نيزه و ضربه به پيراهن امام حسين عليه السلام يافت شد . شلوار آن بزرگوار را ابجر بن كعب تميمى بغارت برد . روايت شده كه وى به علت فلج شدن پاهايش زمين گير شد . عمامهء آن مظلوم را اخنس بن مرثد بن علقمهء حضرمى به يغما برد و گفته شده : جابر بن يزيد اودى آن را ربود ، هنگامى كه عمامهء آن بزرگوار را بسر بست ديوانه شد و بنا بر روايت غير سيد بن طاوس دچار مرض خوره گرديد . زره آن حضرت را مالك بن بشير كندى برد و ديوانه شد .